خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۶۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا دشوار میآید که با رویت به آسانیمقابل گردد آئینه به روی سخت و پیشانی
۲
قدح را از لب تو در دهان سریست پوشیدهکمر را با قد تو در میان رازیست پنهانی
۳
چو عود خام دود من نگیرد دامنت هرگزبه روی آتشم چون زلف مشکین گر بپبچانی
۴
مرا سر بر خط حکمت روی از غیر پیچیدهاگر چون خامه میرانی وگر چون نامه میخوانی
صفحهٔ ۱ از ۲