خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۶۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر چند میشکافی تو موی در معانیاز معنی میانش ای عقل بر کرانی
۲
چون بحر عشق جانان موج گهر بر آردجان در میانه آید تو بر کرانه مانی
۳
آنجا که مرغ دریا در آب شد شناوربر شاخهها نشیند مرغان بوستانی
۴
چون ماهی از فراقت در خاک میتپد دلای بحر بینهایت وی آب زندگانی
صفحهٔ ۱ از ۲