شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۶۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از روز ناتوانی اندیش تا توانیمی نوش با جوانان در موسم جوانی
۲
با پیر دیر گفتم کز دیر چیست حاصلگفتا که با دو همدم یکدم به شادمانی
۳
ساقی مسیح باید تا می حلال گرددکز دست خضر باده، هست آب زندگانی
۴
باور مکن که دانی احوال جام جم راتا از خط پیاله یک حرف بر نخوانی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth