شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۶۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا چند در ابرو گره هر سو نگاهی می‌کنیهر لحظه تا کی عقده را پیوند ماهی می‌‌کنی
۲
از غمزه تیرم می‌زنی وز طره می‌بندی کمراز ترک و هندو هر زمان، عرض سپاهی می‌‌کنی
۳
هر دم خیالی می‌شوی وز دل به چشمم می‌رویسیلاب خون را در دلم از دیده راهی می‌‌کنی
۴
گه از زنخدان می‌کشی خطی ز مشک غالیهبر قصد خون بیدلان هر لحظه چاهی می‌‌کنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth