شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۶۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک لشکرشکن عشوه‌گر عربده‌جویبت‌کافِر بچهٔ نوش‌لب سلسله‌موی
۲
دوش سرمست به سر وقت حریفان می‌رفتبا می و مطرب و چنگ و دف و جامی و سبوی
۳
می پرستان سحرخیز چو آگاه شدندشاد بنشست و روان کرد قدح بر سر کوی
۴
زلف شوریده و گیسوی مسلسل بردوشچشم آشفته و مرغول پریشان بر روی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth