خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۶۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به چشمههای دو چشمم در آی چون ماهیکه دام زلف تو بگرفت ماه تا ماهی
۲
صبا به کوی تو میرفت و جان در آن تدبیرکه چون موافقت او کند به همراهی
۳
دلم ربودی و دیگر اگر بخواهی دلروان به جای دلت جان دهم که دل خواهی
۴
ز شام تا به سحر دیده خون دل ریزدز دل عجب نبود نالهٔ سحرگاهی
صفحهٔ ۱ از ۲