خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۶۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
راضی نمیشوم ز وصالت به گفت و گویبرخاستم چو باد درین ره به جستجوی
۲
چون گل وجود من همه برباد میرودتا همچو غنچه یافت مشام دل از تو بوی
۳
چشمم ز آرزوی تو در آب غرقه شدباشد خیال تو بنماید در آب روی
۴
من سر همینهم تو اگر پای مینهیفرقی نکردهام ز سر خویش و خاک کوی
صفحهٔ ۱ از ۲