خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۱۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق تو به هر دلی فرو نایدو اندوه تو هر تنی نفرساید
۲
در کتم عدم هنوز موقوف استآن سینه که سوزش تو را شاید
۳
از هجر تو ایمنم چو میدانمکو دست به خون من نیالاید
۴
با خوی تو صورتم نمیبنددکز عشق تو جز دریغ برناید
صفحهٔ ۱ از ۳