خلوتی با ناصر بخارایی
۲۳- در ختم کتاب
مثنوی هدایتنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز ناصر نشان در بخارا طلبگهر در دل سنگ خارا طلب
۲
بلی گوهر از سوزنی کم شدهولی یار عیسی مریم شده
۳
چه سوزن که واپستر از گرد راهولی رفته بر عارض همچو ماه
۴
به مولد از آن سنگ کردم خطابکه در وی صلابت بود بی حساب
صفحهٔ ۱ از ۳