خلوتی با صفی علیشاه
۲۸- آیات ۵۵ تا ۵۷
۲- سوره البقره
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وَ إِذْ قُلْتُمْ یٰا مُوسیٰ لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتّٰی نَرَی اَللّٰهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمُ اَلصّٰاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ (۵۵) ثُمَّ بَعَثْنٰاکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (۵۶) وَ ظَلَّلْنٰا عَلَیْکُمُ اَلْغَمٰامَ وَ أَنْزَلْنٰا عَلَیْکُمُ اَلْمَنَّ وَ اَلسَّلْویٰ کُلُوا مِنْ طَیِّبٰاتِ مٰا رَزَقْنٰاکُمْ وَ مٰا ظَلَمُونٰا وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ (۵۷)
۲
و هنگامی که گفتید ای موسی هرگز نمیگرویم مر ترا تا اینکه ببینیم خدا را آشکارا، پس گرفت شما را صاعقه و شما نگاه میکردید (۵۵)، پس برانگیختیم شما را از پس مرگ شما تا شاید شما شکر کنید (۵۶) و سایبان کردیم بر شما ابر را و فرو فرستادیم بر شما من و سلوی بخورید از پاکیزههای آنچه روزی دادیم شما را و ستم نکردیم و لیکن بودند خودشان ستم میکردند (۵۷)
۳
وینکه گفتید ای کلیم حق جبینبر تو ما ناریم ایمان از یقین
۴
تا که خود ، بینیم حق را آشکارصاعقه بگرفتتان پس استوار
صفحهٔ ۱ از ۷