شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاکی دلم به گرد وصالش کجا رسدسرگشته می‌دود به خیالش کجا رسد
۲
چون آفتاب سایه به ماهی نبیندشدیوانه‌ای چو من به هلالش کجا رسد
۳
خود عالمی پر است که سلطان غلام اوستچون من تهی دوی به وصالش کجا رسد
۴
فتراک او بلندتر از چتر سنجری استدست من گدا به دوالش کجا رسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth