خلوتی با صفی علیشاه
۱- آیات ۱ تا ۸
۱۹- سوره مریم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسم االله الرحمن الرحیم
۲
کهیعص (۱) ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَکَرِیّٰا (۲) إِذْ نٰادیٰ رَبَّهُ نِدٰاءً خَفِیًّا (۳) قٰالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ اَلْعَظْمُ مِنِّی وَ اِشْتَعَلَ اَلرَّأْسُ شَیْباً وَ لَمْ أَکُنْ بِدُعٰائِکَ رَبِّ شَقِیًّا (۴) وَ إِنِّی خِفْتُ اَلْمَوٰالِیَ مِنْ وَرٰائِی وَ کٰانَتِ اِمْرَأَتِی عٰاقِراً فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا (۵) یَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَ اِجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا (۶) یٰا زَکَرِیّٰا إِنّٰا نُبَشِّرُکَ بِغُلاٰمٍ اِسْمُهُ یَحْییٰ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِیًّا (۷) قٰالَ رَبِّ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ وَ کٰانَتِ اِمْرَأَتِی عٰاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ اَلْکِبَرِ عِتِیًّا (۸)
۳
بنام خدای بخشندۀ مهربان
۴
کهیعص (۱) بیان مرحمت کردن پروردگار تو است بندهاش را زکریا (۲) هنگامی که خواند پروردگارش را خواندنی پنهان (۳) گفت پروردگارا بدرستی که سست شد استخوان از من و مشتعل شد سر از راه پیری و نشدهام بخواندن تو ای پروردگارم محروم (۴) و بدرستی که من میترسم از بنی اعمام از بعدم و باشد زنم نازاینده پس ببخش مرا از خودت ولّی (۵) که میراث برد از من و میراث برد از آل یعقوب و بگردانش ای پروردگارم پسندیده (۶) ای زکریا بدرستی که ما مژده میدهیم ترا به پسری که نام او یحیی است که نگردانیدیم مر او را از پیش همنامی (۷) گفت ای پروردگار من از کجا میشود مرا پسری و باشد زنم تا زاینده و بدرستی که رسیدهام از پیری به نهایت ناتوانی (۸)
صفحهٔ ۱ از ۱۳