شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۲- آیات ۹ تا ۱۵

۱۹- سوره مریم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قٰالَ کَذٰلِکَ قٰالَ رَبُّکَ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُکَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَکُ شَیْئاً (۹) قٰالَ رَبِّ اِجْعَلْ لِی آیَةً قٰالَ آیَتُکَ أَلاّٰ تُکَلِّمَ اَلنّٰاسَ ثَلاٰثَ لَیٰالٍ سَوِیًّا (۱۰) فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ مِنَ اَلْمِحْرٰابِ فَأَوْحیٰ‌ إِلَیْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُکْرَةً وَ عَشِیًّا (۱۱) یٰا یَحْییٰ خُذِ اَلْکِتٰابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَیْنٰاهُ اَلْحُکْمَ صَبِیًّا (۱۲) وَ حَنٰاناً مِنْ لَدُنّٰا وَ زَکٰاةً وَ کٰانَ تَقِیًّا (۱۳) وَ بَرًّا بِوٰالِدَیْهِ وَ لَمْ یَکُنْ جَبّٰاراً عَصِیًّا (۱۴) وَ سَلاٰمٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا (۱۵)
۲
گفت همچنین گفت پروردگارت که آن بر من آسانست و بدرستی که آفریدیم ترا از پیش و نه بودی چیزی (۹) گفت پروردگارم بگردان برای من علامتی گفت علامت تو آنست که سخن نکنی با مردمان سه شب که صحیح باشی (۱۰) پس بیرون رفت بر قومش از محراب پس اشاره کرد بایشان که نماز کنید بامداد و شبانگاه (۱۱) ای یحیی بگیر آن کتاب را به نیروی یزدانی و دادیمش حکم نبوت در کودکی (۱۲) و رحمتی از نزد خود و پاکیزگی و بود پرهیزگار (۱۳) و نیکی‌کننده بوالدینش و نه بود سرکش نافرمان (۱۴) و سلام بر او روزی که زاده شد و روزی که می‌میرد و روزی که برانگیخته می‌شود زنده (۱۵)
۳
گفت جبریلش که در پیری تو راهمچنین بدهیم این فرزند ما
۴
گفت جبریل این ز گفت کردگارگفت یعنی این چنین پروردگار
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth