خلوتی با غنی کشمیری
شمارهٔ ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تهی کن ایدل از پروردهٔ خود زود پهلو راکه آخر نافه تا کشتن بود همراه آهو را
۲
نگردد شعر من مشهور تا جان در تنم باشدکه بعد از مرگ آهو نافه بیرون میدهد بو را
۳
ز آسیب صبا آسوده تا صبح ابد باشدکند شمع از پر پروانه گر تعویذ بازو را
۴
به نرمی جان ز دست سخت گیران میتوان بردنبه زیر تیغ هرگز کس نگیرد خامهٔ مو را
صفحهٔ ۱ از ۲