خلوتی با بهاء ولد
فصل ۷۳
جزو اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
«فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قالَ یا بُنیَ إِنیِّ أَری فیِ الْمَنامِ أَنیِّ أَذْبحُکَ فَانْظُرْ ما ذا تَری»
۲
یعنی ای پسرک من وای بچگک من!
۳
به نرمی و مرحمت و مهربانی میگفت آن ساعت. از این سخن بوی مودّت و کمال رأفت میآمد. اگر «پسرِ من» گفتی، این بیان محبّت نبودی.
۴
آدمی را از همه چیز فرزند محبوبتر باشد؛ طرفه درختِ تَراست فرزند در مردم.
صفحهٔ ۱ از ۴