شعر را زندگی کن
خلوتی با غنی کشمیری

شمارهٔ ۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد ختم بر حدیث تو آخر بیان ماباشد نگین نام تو مُهر دهان ما
۲
تَر همچو آسیا نشد از آب، نان مااز تشنگی است خشک، زبان در دهان ما
۳
آگه نشد طبیب ز درد نهان مااین نبض ما خموش‌تر است از زبان ما
۴
گویی که در تنور فلک قحط هیزم استتا اشتها نسوخت، نشد پخته نان ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth