شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

شمارهٔ ۵۳ - حکایت

خبیثات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عارفی چشم دل به رویی داشتخاطر اندر شکنج مویی داشت
۲
‌پسر زورمند کشتی‌گیر‌شوخ چشمی که بگسلد زنجیر
۳
‌چند روزش به سعی در سر شد‌تا شبی خلوتی میسّر شد
۴
‌دست بردش به سیب مُشک‌آلود‌چند نوبت گرفت شفتالود
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth