شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

شمارهٔ ۵۴ - حکایت

خبیثات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن شنیدی که در بلاد شمالبود مردی بَخیل صاحب مال
۲
‌دختری زشت‌روی و بدخو داشت‌کز همه چیز جامه نیکو داشت
۳
‌زشت باشد دَبیقی و دیبا‌که بود بر عروس نا‌زیبا
۴
‌با جوانی چو لعبت سیمین‌عقد بستش به مبلغی کابین
صفحهٔ ۱ از ۱۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth