شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۲۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیم شب پی گم کنان در کوی جانان آمدمهمچو جان بی‌سایه و چون سایه بی‌جان آمدم
۲
چون سگان دوست هم پیش سگان کوی دوستداغ بر رخ، طوق بر گردن خروشان آمدم
۳
کوی او جان را شبستان بود زحمت برنتافتسایه بر در ماند چون من در شبستان آمدم
۴
آتش رخسار او دیدم سپند او شدمبی‌من از من نعره سر برزد پشیمان آمدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth