شعر را زندگی کن
خلوتی با غنی کشمیری

شمارهٔ ۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که پابند وطن شد میکشد آزارهاپای گل اندر چمن دائم پرست از خارها
۲
هیچگه از سینهٔ صد چاک ما یادی نکردگر چه بستم رشته بر انگشت سوزن بارها
۳
تا به روی گل نیفتد چشم بیرون ماندگانبست بلبل آشیان در رخنهٔ دیوارها
۴
از حساب حاصل کشت جنون غافل نیمکردم از انگشت پای خود شمار خارها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth