شعر را زندگی کن
خلوتی با غنی کشمیری

شمارهٔ ۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در عمر بس بود دم سردی غذای ماسوزد ز نان گرم چو صبح اشتهای ما
۲
در فقر هیچکس نبود آشنای ماننشست غیر گرد کسی در سرای ما
۳
از روزگار روزی ما جز شکست نیستسنگ فلاخن است مگر آسیای ما
۴
زان پیشتر که دانه ز خرمن جدا کنندسوراخ مور شد دهن آسیای ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth