خلوتی با جنید شیرازی
شمارهٔ ۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گذشت عمر و نکردیم هیچکار دریغنه یک دریغ که هر دم هزار بار دریغ
۲
هنوز دامن کامی به کف نیامده بودکه شد ز دست گریبان اختیار دریغ
۳
بهار عمر به غایت شکفته بود ولیگل مراد نچیدم در این بهار دریغ
۴
به دست بود مرا جام خوشگوار حیاتبه خاک ریختم آن جام خوشگوار دریغ
صفحهٔ ۱ از ۳