خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۱۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صیقل مرأت دل صهبای گلفام است و بسکیمیای خوشدلی در حقه جام است و بس
۲
گفتهای میآیم و از بوسه کامت میدهمخوشدلم با آن که دانم محض پیغام است و بس
۳
آن چه عمر بیبدل را میشود نعم البدلباده گلگون و معشوق گلاندام است و بس
۴
می به دست آور که اینک روزگار از دست رفتغبن فاحش پیش مستان غبن ایام است و بس
صفحهٔ ۱ از ۳