خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۱۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر نپیچم دامنش هر چند دیر آید به کفسودهام برآستانش سر مرا بس این شرف
۲
می بده ساقی که آمد یار و شوق از کار رفتچون دل خون گشتهام در خویش گنجد از شعف
۳
گفتمش بنشین دمی گفتا تواضع بر کنارگفتمش جان پیشکش گفتا تکلف برطرف
۴
گفتمش راه وفا دور است گفتا لاتَنَمگفتمش خوبان جفاکارند گفتا لاتَخَف
صفحهٔ ۱ از ۳