خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۱۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی بیار جامی زآن کیمیای اقبالیا رب همیشه باشی مسکیننواز و خوشحال
۲
بازم به یک دو ساغر آزاد کن ز هر قیدتا در رهت فشانم جان و دل و سر و مال
۳
گر آن کنی که دلها گردند از تو خوشنودباشد دعای خیرت هر جا روی به دنبال
۴
بخشم نشان گنجت میخانه را نشان کنتا سازدت توانگر آن کیمیای سیّال
صفحهٔ ۱ از ۳