خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۱۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق ساقی شد می بیغش زدیمخویش را مستانه بر آتش زدیم
۲
بوی عشقی با تُنُکظرفان نبودباده با رندان دریاکش زدیم
۳
عشق تا دریای آتش مینموددل به دریا کرده بر آتش زدیم
۴
بارها از جام ماه و آفتاببادهها بر یاد آن مهوش زدیم
صفحهٔ ۱ از ۳