شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزگاری شد که من دردی‌کش میخانه‌اممشق درویشیست کار همّت شاهانه‌ام
۲
قطره‌ام دریا‌دل است و ذرّه‌ام خورشید‌رنگعقل حیرانست هر جا بگذرد افسانه‌ام
۳
پیش از آن کاین بحر اخضر پر شد از درّ خوشابشور دریا داشت در سر گوهر یکدانه‌ام
۴
خویش را چون شعله بر آتش زدم روز الستدر دو عالم روسفید از همّت مردانه‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth