خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۱۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار از ما جان و ما از یار ساغر خواستیمجان به جان دادیم و جان بردیم و دیگر خواستیم
۲
ساغر بسیار با یک جان نمیشد خواستنجان گرفتیم از لبش هر بار و بهتر خواستیم
۳
نامناسب را در این در آبرو دیدیم نیستآبرو از درگهش با دیدهٔ تر خواستیم
۴
هر دو عالم را به یک جا خواستن ممکن نبودپادشاهی در لباس فقر از این در خواستیم
صفحهٔ ۱ از ۳