خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۱۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قدح زمرد و می لعل و دست ساقیسیمخزینهای به کف آوردهام به یک تسلیم
۲
نهان به سینه درخشندهگوهری دارمکه نام آن نه زر و نه درّ است و نه لعل و نه سیم
۳
خزینههای دگر دارم و نمیگویمکه پیر میکدهام داده این چنین تعلیم
۴
هزار شُکر که کارم به مدعای دلستشراب بیغش و من مست و میفروش کریم
صفحهٔ ۱ از ۳