شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کار خود را ما به لطف کارساز انداختیمتا نظر بر چهره آن دل‌نواز انداختیم
۲
سینه ما سال‌ها آماجگاه غمزه شدتا ز روزن‌های دل گوشی به راز انداختیم
۳
وجه خاموشی چه میپرسی ز ما دیوانگانگوش بر افسانه‌ای دور و دراز انداختیم
۴
دولت محمود از باد فنا ایمن نبودخویش را بر حلقه زلف ایاز انداختیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth