شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۱۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر زمان از خون دل جام شرابی می‌زنمدر غم شکّرلبی بر آتش آبی می‌زنم
۲
نیستم پروانه تا خود را به هر آتش زنمذره‌ام لاف وفای آفتابی می‌زنم
۳
غنچه‌ای میبوسم و یادی ز لعلت می‌کنمساغری مینوشم و فال صوابی می‌زنم
۴
گوشه‌ای می‌خواهم و یک شیشه می با مهوشیبر صف همصحبتان باز انتخابی می‌زنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth