شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۱۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دل بیا که مژده وصلی شنیده‌امروز خوشی به طالع خود باز دیده‌ام
۲
در بزم وصل ناله یقین دل‌گشاتر استمَنعم مکن که بلبل هجران کشیده‌ام
۳
پروانه‌‎وار روز و شبم در نظر یکیستبی‌دوست روشنی ندهد نور دیده‌ام
۴
یک عمر خون گره شده چون لعل در دلمتا مژده‌ای ز لعل لبت واکشیده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth