خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۲۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روییست که عالم از تو دیدهیا گلشن هیچ کس ندیده
۲
در گلشن عارض تو چشم استتا آهوی خود به خود رمیده
۳
زلف است در آن میان پریشانیا سنبل هیچ کس ندیده
۴
در بازی طاق و جفت طاق استابروی مقوس کشیده
صفحهٔ ۱ از ۳