خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۲۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سحر چون رخ نماید آفتاب آهسته آهستهکشد با ساغر زرین شراب آهسته آهسته
۲
پریشانزلف شب از روی مه بر یک کنار افتدبرون آید رخ روز از نقاب آهسته آهسته
۳
روم تا درگه پیرمغان از دست غم نالانبگویم حال خود با آن جناب آهسته آهسته
۴
به روی بخت خوابآلود خود آبی زنم از میگشایم دیده دل را ز خواب آهسته آهسته
صفحهٔ ۱ از ۳