خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۲۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای فرّ و عزّ و جاه عیان از جبین تواقبال زر خریده لعل نگین تو
۲
شد عمرها که غلغله در آسمان فکندآوازه بشارت فتح مبین تو
۳
نزدیک شد که دست قویپنجهٔ قضامفتاح فتح درکشد از آستین تو
۴
چشم رمد کشیده کند آفتاب رانیلوفری که سبز شود در زمین تو
صفحهٔ ۱ از ۳