شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۲۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منظور دل سینه پرنور تو بودیاز صنعت این آینه منظور تو بودی
۲
بر دوست گلستان ز تو شد آتش دشمنصاحب‌نسق انجمن طور تو بودی
۳
آوازه ارباب کرم گرچه بلند استپیوسته در این سلسله مشهور تو بودی
۴
هر چند گمان را غلط‌انداز تو کردیدر دیده بی‌عیب یقین نور تو بودی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth