خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۲۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بس پیچیدهام خود را به فکر نازکاندامیخیالی گشتهام موهوم آن هم نارس خامی
۲
ز اندوه که میکاهد به امّید که میبالداگر ننمودهای خود را به ماه از گوشه بامی
۳
ز اعجاز که میآید به غیر از لعل میگونتکه سازد یک جهان دل را فدای خود به پیغامی
۴
ز محنتهای هجر ای دل مشو نومید از وصلشکه باشد خنده صبحی پس از اندوه هر شامی
صفحهٔ ۱ از ۳