خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۲۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه با خورشید و مه این چرخ بازیگر کند بازیخم چوگان این بیدادگر با سر کند بازی
۲
قیامت قامتی در چرخ آورده است گردون راکه با هر جلوهاش آشوب صد محشر کند بازی
۳
همین نقشی تو از افلاک میبینی و خرسندیچو طفل بیسوادی کو به هر دفتر کند بازی
۴
دماغآشفته از ناسازی گردون نباید شدکه پیشت هر زمان در پردهٔ دیگر کند بازی
صفحهٔ ۱ از ۳