خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۲۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حاشا که ماه چارده و شمع خاوریدر صد هزار پرده عیان در برابری
۲
درها گشوده غمزه شوخت به روی دلبیدرد سینه که بگوید ستمگری
۳
صورتنگار حسن تو و صورت پریهر چند ساخت از همه بسیار بهتری
۴
سروی چو قامت تو نگردید در چمنماهی چو عارض تو نتابید از دری
صفحهٔ ۱ از ۳