شعر را زندگی کن
خلوتی با ساغر کنگاوری

شمارهٔ ۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کنون که فصل بهار است وصل یار طلببه وصل یار مراد خود از بهار طلب
۲
کمین گشاده بهار از کمان قوس تو نیزخم کمند ز گیسوی تابدار طلب
۳
به کام خویش گر از دوست آرزو طلبیدل شکسته و جان و تن فگار طلب
۴
به راه عشق قدم گر نهی به صدق ای شیخمدد ز همت رندان باده‌خوار طلب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth