شعر را زندگی کن
خلوتی با ساغر کنگاوری

شمارهٔ ۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آزاد بنده‌ای که گرفتار بند توستفرخنده طایری که اسیر کمند توست
۲
خرم دلی که خاک بود در هوای توفرخ سری که در کف پای سمند توست
۳
تنها نه من به حلقه زلفت شدم اسیرعالم تمام بسته مشکین کمند توست
۴
ای بی‌وفا طبیب خدا را عنایتیآخر دل شکسته من دردمند توست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth