خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در سر کوی خرابات مغان مستانندکه به یک جام دو صد حشمت جم نستانند
۲
وه چه صاحبنظرانند در آن منظر حسنکز دم صبح ازل تا به ابد حیرانند
۳
به حقیقت ز خط مرکز یک پرگارندنقطههایی که در این دایره امکانند
۴
خفتگان سحر از قافله شب دورندشهسواران ره عشق سحرخیزانند
صفحهٔ ۱ از ۳