خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر به انصاف به بازار مکافات برندحاصل هستی ما را به دو جو میبخرند
۲
حالت عشق مجویید از این آدمیانکه اسیر خور و خوابند و کم از گاو و خرند
۳
رنج و راحت بر هر قوم دگر هست ولیعشقبازان بلاکش ز گروه دگرند
۴
ما که رندیم و گدا واقفی ای شحنه عشقخسروانند که سرمست کلاه و کمرند
صفحهٔ ۱ از ۳