خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باد صبا که از سر زلف تو دم زندزخمی به روی زخم دلم دم به دم زند
۲
می خور در این زمانه که می راه غم زندصد خیل غم کرشمه ساقی به هم زند
۳
نازم گدای کوی خرابات را که اوجامی به یاد حشمت جمشید جم زند
۴
عشاق را فضای غمت ساحت دل استسلطان عشق خیمه به صحرای غم زند
صفحهٔ ۱ از ۳