شعر را زندگی کن
خلوتی با ساغر کنگاوری

شمارهٔ ۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگذر ای ناصح ز پندم بس کن این افسانه بسنگذرم از عشق و مستی تا نفس دارم نفس
۲
بر من این صحرای حیرت وادی ایمن بودمن چو موسایم در این وادی به سودای قبس
۳
عشق‌بازان بلا دانند راز عاشقیاز رموز عشق آگه نیست ارباب هوس
۴
آن که باشد یکه‌تاز عرصه میدان عشقکه به جولان فراست تند می‌راند فرس
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth