خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من از خمخانه دیدم آن چه موسی دید در طورشچو طورم خلوت دل روشن است از پرتو نورش
۲
حیات جاودان از جام میجستم تعالی اللهبه آب خضر دهقان خوب پرورده است انگورش
۳
خوش آن رندی که در میخانه سرمست و خراب افتدبه جام می دمادم میکشان سازند معمورش
۴
به جانان تحفه جانی برم اما از آن ترسمکه گوید کو سلیمان تا خوش آید تحفه مورش
صفحهٔ ۱ از ۳