خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب تا سحر به یاد رخ و زلف یار خویشبر روز خویش گریم و بر روزگار خویش
۲
شاید به خاک درگه جانان رساندشدادم به باد در سر راهی غبار خویش
۳
نگشود کار ما ز در دیر و خانقاهدرماندهایم واله و حیران به کار خویش
۴
از جبر و اختیار سخن بر حکیم گویما دادهایم بر کف عشق اختیار خویش
صفحهٔ ۱ از ۳