خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دام بلاست این تن خاکی ز جان دریغاندر قفس ز طائر عرشآشیان دریغ
۲
بر من چه سالها که بهار و خزان گذشتبرقی نزد به خار و خس آشیان دریغ
۳
عمرم گذشت یار گذاری به ما نکردپیرانهسر ز دولت و بخت جوان دریغ
۴
از عشق بود کار دلم رو به راستیفرصت نداد کجروی آسمان دریغ
صفحهٔ ۱ از ۴