خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۱۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن شب که قرین جام گشتمبیلعل تو تلخکام گشتم
۲
با فکر رخ و خیال زلفتسرگشته صبح و شام گشتم
۳
آشفته و طیرهدل که بینیزآن طره مشکفام گشتم
۴
مشکن پر و بال من که من خوددانسته اسیر دام گشتم
صفحهٔ ۱ از ۲