خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با خیالت هر قدم از خویش بیرون رفتهامراه عشقت را نمیدانی که من چون رفتهام
۲
عاقلان را در ره عشق تو مجنون دیدهامبس به سودای تو در صحرا و هامون رفتهام
۳
خفته در منزل چه داند مشکلات راه عشقراهرو داند که من این راه را چون رفتهام
۴
با دل پر درد و روی زرد و چشم خونفشانرفتهام تا راه عشق را به قانون رفتهام
صفحهٔ ۱ از ۳